کد خبر: ۸۸۴۹۰۴
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۱۰ 07 August 2020

اگر از قاطبه خبرنگاران بپرسید چرا قدم در این مسیر گذاشته‌اند؟ خواهند گفت: این شغل را نه برای نام و نان، که برای عشق و جان انتخاب کرده‌اند!

شغلی که اگر با استانداردهای روز دنیا از نظر حقوق، مزایا و سختی کار سنجیده شود بعید به نظر می‌رسد بتوان آن را در جرگه مشاغل جای داد؛ بخاطر همین بسیاری از آنانی که در این راه استخوان ترکانده‌اند می‌گویند: خبرنگاری شغل نیست، عشق است!

خبرنگاری تنها شغلی است که نه موج تورم و نه اوج قیمت دلار روی دستمزد آن تأثیر نمی‌گذارد. خبرنگاری که امروز پای حرف‌های سخنگوی دولت می‌نشیند و با سرعت هر چه تمام تر خبر تخصیص ارز دولتی برای تاجران و صنعتگران را بر روی خروجی خبرگزاری‌ها می‌گذارد تقریباً همان دستمزدی را می‌گیرد که سال بعد خبر "تلاش دولت برای کنترل دلار ۲۵ هزار تومانی! "

از طرفی آینده شغلی خبرنگاری مبهم است چراکه پس از تعطیل شدن ده‌ها روزنامه و مجله و سایت به دلایل مختلف از جمله مشکلات مالی؛ دیگر کسی از حال و روز خبرنگارانش خبر ندارد!

حتی بسیاری از خبرنگاران آزاد که در رسانه‌های دولتی و خصوصی کار می‌کنند سال‌هاست بدون بیمه، بدون تضمین آینده شغلی و تنها به صورت روزمزد قلم زده‌اند و از جان و جوانی مایه گذاشته‌اند!

از اینها هم که بگذریم گویا این حرفه ابزاری شده برای آنهایی که می‌خواهند روحیه مطالبه گری شأن را از جهان ناعادل به واسطه خبرنگاری آرام کنند؛ فارغ از اینکه فرق بسیاری است میان طلبکار بودن از جهان با مطالبه گر بودن!

فرق است میان آنکه قلم در دست می‌گیرد و الفبا را می‌آموزد با آن کسی که قلم در دست می‌گیرد برای عکس یادگاری!

بماند این آینده مبهم، نبود قرارداد و نبود بیمه … از طرف دیگر ورود آسان بسیاری از افراد بدون تخصص به این حرفه و اجازه یافتن آنها برای کار در این حوزه که اهرم فشاری شده در دست مدیران رسانه بر خبرنگاران کاربلد، چرا که انگار در همه این سال‌ها کلامی در گوش خبرنگاران می‌پیچید با این مضمون: " خیالی نیست اگر اعتراضی دارید شما را بخیر و ما را به سلامت؛ چیزی که زیاد است نیروی مشتاق که قلم به دست می‌گیرد و می‌نویسد! "

حالا ۱۷ مرداد دیگری آمده و همه جا سخن از طلایه دارانِ آگاهی بخشی به جامعه است؛ پیام‌های تبریک مسئولان که یکی پس از دیگری بر روی صفحات مجازی بارگذاری می‌شود. حتی همان مسئولانی که وقتی نوبه‌ی پاسخگویی شأن می‌شود، خبرنگاران را با صفاتی همچون مزاحم، سیاه نما، غرض ورز و …خطاب می‌کنند. همان‌هایی که در بزنگاه‌های حوادث تنها یک صدا از تلفن همراهشان شنیده می‌شود: " مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد! "

با همه این احوال کسی که خود خواسته به دام این عشق بی بازگشت می‌افتد تا همیشه، روزگار خودش را مشغول لبخند مردمی می‌کند که توانسته صدایشان باشد، امیدشان باشد، فارغ از همه بی مهری‌هایی که روی گرده‌اش سنگینی می‌کند!

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار